تبليغاتX
۩₪₪₪₪₪ امپراتوری مالزی Ѳ۩Ѳ شهروز فرهمند ₪₪₪₪₪۩






اطلاعات کامل و موثق از دانشگاه- زندگی - کار و شرکت تو مالزی و چیزایی که یادم رفته...

در اذهان عمومی، اترنیتی یا ابدیت و جاودانگی به صورت بسیار ساده به شکل "موجودیت بدون محدودیت فراسوی زمان" تعریف می شود. اما بعضی از اساتید مثل ارسطو سعی بر تعریف دقیقتری از آن داشته و دارند و می خواهند مفهوم آنرا به طوری که وجود ماده و حرکت و زمان را در ابدیت در بر بگیرد بیان نمایند.

آگوستین می نویسد که زمان وجود دارد ولی فقط برای دنیای خلق شده! و خداوند بیرون از زمان است. برای خداوند گذشته و آینده مفهوم ندارد و فقط "حال ابدی" است که هست!

برخی از ریاضی دانانی که منکر خدا هستند و عقلگرایانه! برخورد می کنند نیز چنین عقیده ای را برای "جاودانگی" عنوان می نمایند: اعداد و روابط فی ما بین آنان خارج از زمان وجود دارد و این جاودانگی را تعریف می کند. و این جمله یعنی آنجاییکه این روابط تعریف شده و استقرار یافته اند، ابدیت یا ازلیت یا جاودانگی است چون از بنیان تغییر ناپذیر بوده و به زمان مربوط نمی شود. در اصل وجود زمان تغییری در آنها ایجاد نمی کند.

در اینجا "کن فیکون" مفهوم می یابد. نه گذشته وجود دارد و نه آینده ای. هر چیزی، هر اتفاقی، هر موجودی، هر فکری، هر احساسی! در لحظه و با اراده وجود دارد نه با عمل. چرا که عمل به زمان و مکان و حرکت یا برخی از آنان وابسته است و هر یک از آنان به یکدیگر.

نظریه دیگری نیز وجود دارد که می گوید خداوند خارج از "فهم زمان در انسان" وجود دارد. یعنی فهم ما از زمان و محدودیتی که برای ما ایجاد می کند و بزرگترین جبر انسان! یعنی زمان، به شکلی است که قادر به درک خداوند خارج از این مفهوم نیستیم و دائما و متداوم و به صورت خودآگاه و ناخودآگاه تفکرات ما و بالطبع نتایج حاصله پارامتر زمان را درگیر تعریفی از خود زمان و ذات مقدس خداوند می نماید. چون مجبوریم به زمان!

این نظریه بر این اساس است که اگر خداوند در هر وجه درون و برون زمان وجود نداشته باشد خداوند قادر به برقراری ارتباط متقابل با انسان نخواهد بود. این دلیل هر چند که منطقی به نظر می رسد ولی با کمی تامل می بینیم که باز هم به زمان و فاصله مربوط است. چرا که بحث بیرون و درون و ماهیت واهی زمان! در فکر ما معنی پیدا می کند نه در جاودانگی. از طرفی دیگر در ادیان فعل نفی بر خداوند وارد نیست که در این تعریف به سادگی "وجود نداشتن" و "قادر نبودن" مشهود است و از پایه مردود.

با توجه زمان، کمی می تواند در مورد "سیب" تامل کرد:

آنکه خورده شد و در گلو ماند،
آنکه باعث شد مادر و پدرمان بفهمند! که عریانند،
آنکه ما را به زمین فرستاد،
آنکه زندگی جاودان و ملکی که زایل نمی شود را به ما هبه می کرد،
آنکه از دوگانگی بوجود آمد،
آنکه طمع را معنی کرد،
آنکه وسوسه را تعریف کرد، تنها وسیله قدرتمند شیاطین برای سنجش عیار انسان!
آنکه مفهوم اختیار را کمی مشخص تر نمود،
آنکه باعث شد ماموریت ابلیس و سپاهیانش آغاز! شود.
آنکه باعث شد هم اکنون ما اینجا باشیم و به دنبال راهی برای بازگشت به جاودانگی! در مشقت، در رنج، در سردرگمی و صد البته با راهنمایانی صبور و ارزشمند.

این سیب لذیذ، به آدم! دانش داد. آدم که همه اسماء را خداوند به وی آموخته بود با توجه به کسب بلاواسطه آنها از خداوند دارای "خرد" بود و آن سیب وی را  "دانش مدار" و "دانشمند" ساخت. کلمه یا Logos جهان هستی را بنیان گذاشت و دانش نیز از همین راه گسترش یافته و می یابد. دانشی که می خواهد ما را از این هبوط نجات دهد. آیا کافی است برای عروج؟

نمادهایی از اترنیتی

اترنیتی، جاودانگی یا ازلیت در علوم قریبه! معمولا با ماری که دم خود را بلعیده نمادین می شود که نام این مار Ouroboros (اوروبروس) است. و نماد مشهور دیگر آن به نام "هشت مقدس" یا "Holy Eight" نام دارد که در اشکال زیر برخی از این نمادها را می بینید:

نماد مصری جاودانگی - آنخ

ساده ترین نماد از قوم سلتیک

مشهورترین نماد ازلیت یا eternity

گره ی بدون سر!

به درون و بیرون حلقه مار دقت کنید. انسان و مرگ و تولد و تمدن و طبیعت در درون هستند و در بیرون فقط و فقط طبیعت.

نماد دیگری از اوروبروس با پا و سری به شکل روباه!

با کمی دقت می بینیم که هیچکدام از این نمادها از هیچ نقطه خاصی شروع و هیچگاه پایان نمی یابد و این معنای جاودانگی است. و صد البته نماد عدم اتمام زمان!

راستی! دقت کردید که چرا دو طرف نماد هشت مقدس با هم برابر نیست؟!!!

+ نوشته شده در جمعه هجدهم بهمن 1387ساعت 12:45 توسط شهروز فرهمند |
اگه خوشتون اومده بفرستینش به بالاترین Balatarin