
من یه دوست دارم که خیلی دوستش دارم. اسمش شهریار هستش. آخره رفیقه. یه مطلب بهم داد که حیفم اومد که تو بلاگ نباشه. با اجازه خودش و نویسنده و خودم آوردمش اینجا که همه بهره ببریم از این "کهن دیارا - ایران باستان".
نمادهایی در نشان مقدس " فره وشی" یا " فروهر" در آیین پاک زرتشت.
ادامه مطلب را در ادامه مطلب دنبال کنید.
ادامه مطلب

-کعبه، خانه خداوند مسلمانان، پوشیده شده از پارچه ای با نام "کیسوا" یا Kiswa، که هر ساله تولید و تعویض می شود.
-کارخانه ای مختص تولید این محصول در مکه است.
-هزینه آن مبلغی بالغ بر 17 میلیون ریال سعودی است و از 670 کیلوگرم نقره رنگ شده سیاه، حدود 120 کیلوگرم طلای خالص و 50 کیلوگرم نقره برای نوشتن آیات قرآنی دور تا دور آن استفاده می شود.
-مساحت کل پارچه 658 متر مربع است. این پرده هر سال در ماه "ذی حجه" تعویض می شود.
-ارتفاع خانه خدا نزدیک به یک ساختمان 5 طبقه است.
در شکل زیر ابعاد دقیق کعبه دیده می شود. در ضمن به 3 ستون موجود در کعبه دقت شود. این سه ستون که برگرفته از معنی نمادین عدد 3 است و همانطور که در مبحث "گذری بر اعداد مقدس 7 و 3" مطرح شد، نشانگر سه خصوصیت قدرت الهی، عشق الهی و هوشمندی الهی است که انسان برای فهم بیشتر صفات و اسماء خداوند بر این سه شاخه آنان را می شمارد.
و این هم تصاویری دیدنی از خانه و کارگاهی که پارچه بافته می شود.
شاید طلبید!
برای دیدن تصاویر --> ادامه مطلب
ادامه مطلب

قابل توجه دوستان و دشمنان بنده و مالزی و دانشگاه های مربوطه!!! (دست مصطفی هم درد نکنه یادم انداخت که به درد می خوره!)
رتبه دانشگاههای مالزی در سال 2008 و 2007 به این شکل شد:
UPM: 320(2008) - 364(2007)
UKM: 250(2008) - 309(2007)
UM: 230(2008) - 246(2007)
UTM: 356(2008) - above 400(2007)
USM: 313(2008) - 307(2007)
MMU: متاسفانه در لیست نیست!
اینم از سایت منبع:
منبع: http://www.topuniversities.com/university_rankings/results/2008/overall_rankings/fullrankings/
در ضمن رتبه دانشگاه تهران بین 401 تا 500 که دقیق ارزیابی نمی شود و رتبه دانشگاه صنعتی شریف! حتی در این بازه قرار نداشت. مبارکه ان شاء الله.
مژده مژده مژده مژده مژده!
21 ژانویه یعنی 5 روز دیگه سری 5 سریال Lost شروع میشه.
اینم 2 تا پوستر یه جدید و یه قدیمی.
تمام هنرپیشه ها تو سری 5.
برای دانلود روی تصاویر کلیک کنید.

۲۴سپتامبر ۱۹۱۴.ارتشهای آلمان بریتانیا و فرانسه در جریان جنگ جهانی اول در بلژیک با هم میجنگیدند. شب کریسمس جنگ را تعطیل میکنند تا دست کم برای چند ساعت کریسمس را جشن بگیرند.در ارتش آلمان یکی از سربازان که سابقهء خواندن در اپرا را نیز دارد ...
طبق سنوات... ادامه مطلب
ادامه مطلب
مقايسه مهندس با کارگر افغانی
مهندس |
افغانی | |
| درآمد روزانه |
برو آخر برج |
20 تا 25 هزار تومان |
|
کارکرد روزانه |
8 تا 10 ساعت |
6 تا 8 ساعت |
|
ساعت خواب |
4 تا 6 ساعت |
10 ساعت شب + 2 ساعت ظهر |
|
فاصله منزل تا محل کار |
10 تا 50 کيلومتر |
5 تا 20 متر |
|
درآمد ماهانه |
250 تا 400 هزار تومان |
500 تا 750 هزار تومان |
|
ماليات |
هرچی زور دولت برسه |
هاااا؟!! |
|
بيمه |
40 تا 80 هزار تومان |
ای بابا!! |
|
ميزان تحصيلات |
16 تا 20 سال |
تحصيلات چيه؟!! |
|
وسيله کار |
مغز + خودکار بيک + زبان |
کلنگ + فرغون |
|
اميد به زندگی |
40 تا 50 سال |
120 سال |

ببین
تو ای رفیق
ای نارفیق
ای وجود با من و از من رها
ای آن من دیگر، تو ای انسان
این سرود دلنواز جان جانان است
که هر دم می نهد مرهم به زخم هر دلی و،
می کشد دست نوازش بر سر ما
این نفیر خشم یاران
بی قراران
قسم خورده سواران پریشان است
که زیر سلطه ی شلاق شب صبح امید را می پویند راه.
تو شاهد باش
مراقب باش
تحمل کن سر ناسازگاری فلک، این چرخ گردون را
که در آخر، در این مهمانی کوتاه،
که گر نامت نکو باشد
تو را باکی نباشد
از هجوم باد هرزه گرد تشنه ی گرما.

یکی از واقعیاتی که ذهن ما به دلیل مشغولیات و روزمرگی به آن نمی اندیشد "اثر پروانه ای" است. مطلب ذیل که کاملا به زبان ساده نگاشته شده در زندگی خود من بسیار مشهود بوده و هست و عینا آنرا تجربه کرده ام (مثل همه مردم!). این دست نوشته به زندگی روزمره و تصمیم گیری مردم در لحظه های به ظاهر عادی و نرمال ارتباط دارد. لطفا تا آخر مطلب با من باشید و داستان آنرا بخوانید.
مقدمه:
چرا ناراضی هستیم؟ چرا عصبی می شویم؟ چرا آنطور که دلمان می خواهد نیست؟ چرا ما؟ چرا ...
در هنگام غم، ناراحتی، عصبانیت و ... تصمیم می گیریم و نتیجه...
یا بدون فکر و برنامه ریزی عملی را انجام می دهیم و نتیجه...
اثر پروانه ای یا Butterfly Effect واژه ای است نمادین برای بیان نظریه علمی "وابستگی حساس به شرایط اولیه (آغازین)" (sensitive dependence on initial conditions) در تئوری آشوب یا chaos theory.
این نظریه به طور خلاصه و ساده اینطور بیان می شود:
ادامه مطلب را در "ادامه مطلب" بخوانید. (به همراه شرح تصویر فوق)
ادامه مطلب
این شعر رو "همای"، از گروه مستان گفته و خونده.
یه عاشق دیگه
یه مست و دیوانه ی دیگه
--------------------
« من از جهانی دگرم »
من از جهانی دگرم من از جهانی دگرم ساقـی از ایـن عالـم واهی رهـایـم کـن
نمـی خواهـــم در ایـــن عــالـم بمـــانم بیا از این تـن آلوده و غمگین جدایم کـن
تـو را اینجـا بـه صدهـا رنگ مـی جوینـد تــو را بـا حیلــه و نیــرنـگ مـی جـوینــد
تـو را با نیـزه هــا در جنگ مــی جوینـد تــو را اینجا بـه گرد سنگ مـی جـوینــد
تـو جــــــان مـــــی بخشـــی و اینجـــــا بـــه فتـــوای تــو می گیرنـد جــان از مــا
نمیدانم کی ام من نمیدانم کی ام من آدمــم روحـم خـدایـم یــا کــه شیطانـم
تو با خود آشنایم کن
اگــــــــــر روح خـــــداونــــــدی دمیده در روان آدم و حواست
پس ای مردم خـدا اینجاست خـدا در قـلب انسان هـاست
بـه خـود آی تــا کـه دریــابــی خـدا در خـویشتـن پیـداسـت
همـای از دست ایــن عـالـم
پر پرواز خود بگشود و در خورشید و آتش سوخت
خداوندا بسوزانم همایم کن
اینم لینک دانلود آهنگ. حتما دانلود کنید و حالشو ببرید.
.jpg)
یه سری کاریکاتور اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، نظامی و ... که خوب می تونه آدمو تو فکر ببره.
یه امتحان کن ببین چطوره...
طبق معمول ادامه مطلب...
ادامه مطلب

نکته بی ربط!: من کاری ندارم که ایشون رو قبول دارید یا. با اسلام و امام دوستید یا د شمن. ولی اگه هم مشکل داری فکر کن که یه آدم این کار رو انجام داده، اصلا نه اسم داره نه دین ولی آزاده است.
اینطوری بخونش.
داستان اول
یک روز اهالی کوفه خدمت امیر میرسند و ناله و زاری که یا امیر چندوقتی است باران نیامده و بی آبیم. کودکان تشنه اند و دامها بی شیر. کاری برای ما انجام بده. دعایی کن!
حضرت علی (ع) می فرمایند: به کوچه بروید و سراغ حسین (ع) را بگیرید. کودکی 5 ساله است. می دانید. از او بخواهید که برایتان دعا کند.
برخی از این رفتار حضرت ناراحت شده و برگشتند و برخی نیز بدنبال طفل 5 ساله. به حسین (ع) رسیدند. گفتند: بابا گفته برای ما دعا کنی که بارون بیاد. آخه دچار بی آبی شدیم و ...
حسین (ع) در پاسخ فرمودند: فردا صبح برای شما رحمت باران خواهد بود هر چند که شما به من و فرزندانم آب را خواهید بست.
فقط ببینید چند سالش بوده و این مسئله رو میدونسته.
وای بر ما.
----
داستان دوم
به روایتی در روز عاشورا رهبر و فرمانده "جنیان" که نامش "زعفر" (که به غلط عوام، جعفر خوانده می شود) بود به نزد حضرت حسین (ع) می آید و از وی اجازه کمک می خواهد. به حضرت می گوید: اجازه بده تا به طرفة العینی با سپاهیانم همه لشکریان دشمن را در هم کوبم.
در پاسخ حضرت می فرماید: شرط انصاف نیست. آنان شما را نمی بینند و این عادلانه نیست. آنان تن به جنگ با 72 نفر داده اند نه بیشتر.

روزی مردی خواب عجیبی دید.
دید که پیش فرشته هاست و به کارهای آنها نگاه می کند. هنگام ورود، دسته بزرگی از فرشتگان را دیدکه سخت مشغول کارند و تند تند نامه هایی را که توسط پیک ها از زمین می رسند، باز می کنند و آنها را داخل جعبه می گذارند. مرد از فرشته ای پرسید: شما چکار می کنید؟ فرشته در حالی که داشت نامه ای را باز می کرد، گفت: اینجا بخش دریافت است و ما دعاها و تقاضاهای مردم از خداوند را تحویل می گیریم.
مرد کمی جلوتر رفت. باز تعدادی از فرشتگـــان را دید که کاغذهـایی را داخل پاکت می گذارند و آن ها را توسط پیک هایی به زمین می فرستند.
مرد پرسید: شماها چکار می کنید؟ یکی از فرشتگان با عجله گفت: اینجا بخش ارسال است، ما الطاف و رحمت های خداوند را برای بندگان به زمین می فرستیم.
مرد کمی جلوتر رفت و یک فرشته را دید که بیکار نشسته است. با تعجب از فرشته پرسید: شما چرا بیکارید؟
فرشته جواب داد: اینجا بخش تصدیق جواب است. مردمی که دعاهایشان مستجاب شده، باید جواب بفرستند ولی فقط عده بسیار کمی جواب می دهند.
مرد از فرشته پرسید: مردم چگونه می توانند جواب بفرستند؟
فرشته پاسخ داد: بسیار ساده، فقط کافیست بگویند:
خدایا شکر

دیگه گفتن نداره و خیلی از ایشان اطلاعات موجود است. در ادامه مطلب، چندین مورد از کارهایی که این اسطوره انجام داده آمده که واقعا جای تفکر و تبریک داره.
با این همه در آرامگاه دانيال نبي حذف عمدي نام " داريوش" را می بینیم. تصاویر مربوطه رو تو ادامه مطلب ببینید.
و دوباره اون جمله معروف :
وای بر من گر تو آن گم کرده ام باشی
بعد از اون تبریک، یه فکری هم به حال الان باید کرد...
ادامه مطلب

در ماه ژانویه، تعدادی از اتوبوس های قرمزرنگ معروف لندن، حامل شعار تبلیغی جدیدی خواهند بود که وجود خدا را زیرسوال می برند.
اتوبوس های بزرگ قرمزرنگ نمادهایی از لندن هستند و به طور معمول روی آنها آگهی هایی برای تبلیغ فیلم ها، تئاترها، پوشاک و محصولات آرایشی به چشم می خورد، ولی در سال جدید این اتوبوس ها حامل پیامی کاملا متفاوت خواهند بود شعاری که با حروف درشت در دو طرف اتوبوس ها نصب خواهد شد و می گوید "احتمالا هیچ خدایی وجود ندارد. همین الان به نگرانی ها پایان بده و از زندگی لذت ببر".
آدریانه شرین، یک نویسنده نمایش های کمدی، این فعالیت تبلیغاتی را شکل داده است و می گوید این اقدام، پاسخ به آگهی هایی است که در طول تابستان برای تبلیغ مسیحیت روی اتوبوس ها به چشم می خورد و وب سایتی را تبلیغ می کرد که به مردم هشدار می داد هر کس خدا را تکذیب کند، محکوم خواهد شد تا برای ابد در جهنم عذاب بکشد.
این همون دموکراسی هستش. البته این تعادل مطلقه و باهاش حال میکنم ولی
خدا حق داره بگه که : اکثریت نمی فهمید!
بقیش ادامه مطلب...
ادامه مطلب
خیلی خونده بودمش قبلا. همه یا خونده بودیم یا شنیده بودیم ولی....
امروز و الان که اینجایی یه طور دیگه بخونش. مصرع به مصرع - حرف به حرف
ببین چی داره میگه!
|
امروز و الان که اینجایی یه طور دیگه بخونش. مصرع به مصرع - حرف به حرف
ببین چی داره میگه!
معشوق تو همسایه و دیوار به دیوار ده بار از آن راه بدان خانه برفتید آن خانه لطیفست نشانهاش بگفتید یک دسته گل کو اگر آن باغ بدیدیت با این همه آن رنج شما گنج شما باد | در بادیه سرگشته شما در چه هوایید هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید یک بار از این خانه بر این بام برآیید از خواجه آن خانه نشانی بنمایید یک گوهر جان کو اگر از بحر خدایید افسوس که بر گنج شما پرده شمایید |

زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست
هرکسی نغمه خود خواند و از صحنه رود
صحنه پیوسته بجاست
خرم آن نغمه که مردم بسپارند بیاد
فریدون مشیری

حالم را به هم ميزد. دلم ميخواست همه نفرتم را توي صورتش تف كنم. انگار ذهنم را خواند. موذيانه خنديد و گفت: من كاري با كسي ندارم،فقط گوشهاي بساطم را پهن كردهام و آرام نجوا ميكنم. نه قيل و قال ميكنم و نه كسي را مجبور ميكنم چيزي از من بخرد. ميبيني! آدمها خودشان دور من جمع شدهاند.
جوابش را ندادم. آن وقت سرش را نزديكتر آورد و گفت: البته تو با اينها فرق ميكني.تو زيركي و مومن. زيركي و ايمان، آدم را نجات ميدهد. اينها سادهاند و گرسنه. به جاي هر چيزي فريب ميخورند. از شيطان بدم ميآمد. حرفهايش اما شيرين بود. گذاشتم كه حرف بزند و او هي گفت و گفت و گفت.
ساعتها كنار بساطش نشستم تا اين كه چشمم به جعبهاي عبادت افتاد كه لا به لاي چيزهاي ديگر بود. دور از چشم شيطان آن را برداشتم و توي جيبم گذاشتم. با خودم گفتم: بگذار يك بار هم شده كسي، چيزي از شيطان بدزدد. بگذار يك بار هم او فريب بخورد. به خانه آمدم و در كوچك جعبه عبادت را باز كردم. توي آن اما جز غرور چيزي نبود. جعبه عبادت از دستم افتاد و غرور توي اتاق ريخت. فريب خورده بودم، فريب. دستم را روي قلبم گذاشتم،نبود! فهميدم كه آن را كنار بساط شيطان جا گذاشتهام. تمام راه را دويدم. تمام راه لعنتش كردم. تمام راه خدا خدا كردم. ميخواستم يقه نامردش را بگيرم. عبادت دروغياش را توي سرش بكوبم و قلبم را پس بگيرم. به ميدان رسيدم، شيطان اما نبود. آن وقت نشستم و هاي هاي گريه كردم. اشكهايم كه تمام شد،بلند شدم. بلند شدم تا بيدليام را با خود ببرم كه صدايي شنيدم، صداي قلبم را. و همانجا بياختيار به سجده افتادم و زمين را بوسيدم. به شكرانه قلبي كه پيدا شده بود.
---
نقد خودم از متن زیبای فوق:
شیطان همیشه دیده می شود و کار دیروز و امروز نیست. شیطان اینجاست و خدا را شکر که اینجاست!
شیطان چیزی برای عرضه نداره و فقط مثل یه طلا فروش، طلایی که به عیارش و اصالتش میباله رو محک میزنه!
این ابیات از حضرت مولانا رو ببینید:
قلب را من كی سیه رو كرده ام؟ صیرفی ام قیمت او كرده ام (اینجا قلب به معنی جنس تقلبی است)
نیك را چون بَد كنم؟ یزدان نیم داعیم من، خالق ایشان نیم
زشت را و خوب را آیینه ام خوب را من زشت سازم؟ رب نه ام
دهان شیطان بوی گند جهنم نمی دهد. او یک فرشته است. یک فرشته مقرب. به ابیات زیر دقت کنید:
گفت ما اول فرشته بوده ایم راه طاعت را بجان پیموده ایم
سالكان راه را محرم بُدیم ساكنان عرش را هم دم بُدیم
پیشۀ اول كجا از دل رود؟ مهر اول كی ز دل بیرون شود؟
از كه خوردم شیر، غیر شیر او؟ كه مرا پرورد، جز تدبیر او؟
در بلا هم میچشم لذات او مات اویم، مات اویم، مات او
به "تدبیر او" و "چشیدن لذات حتی در بلا" دقت کنید. آیا این یک فداکاری یا به نوعی ماموریت نیست؟ که وی به جان خریده و آن عرش اعلا و لذت بی کران و "نگنجد در بیان و زبان و عقل " را، آن تقرب را، رها کرده و برای سنجش عیار "انسان" به زمین آمده است. (انسان نه آدم!)
من از شیطان بدم نمیاد، حالم را به هم نمی زنه و ازش نفرت ندارم. ازش ممنونم که به من کمک میکنه که تو مراحلی که می خوام به سمت خدا برم مسیر من را دائما تصحیح می کنه ولی از خدا میخوام که فقط با رحمتش به من نگاه کنه نه با عدالتش! شاید شیطان فداکارترین موجودی باشه که کائنات به خودش دیده!!!
حضرت عیسی قبل از پیامبری به مدت 40 روز در بیابان یکه و تنها آموزش دید تا پیامبر شد. معلم ایشان در این 40 روز "شیطان" بود.
شیطان من را فریب نداده بود، من خودم، خودم را فریب داده بودم. فقط من!
شیطان "نامرد" نیست، هر چی هست زیر سر خودمه:
تو خوری حلوا تو را دُمّل شود تب بگیرد، طبع تو مختل شود
بی گنه لعنت كنی ابلیس را چون نبینی از خود آن تلبیس را
فکر نمیکنی به خاطر این لعنتهای ناحق و نابجا که به فرشته مقرب خدا میفرستی چقدر باید جواب پس بدی چون نمی خوای ایراد رو تو خودت پیدا کنی و خودت رو پاک کنی. یادت باشه ما "انسانیم" و باید "آدم" بشیم!
ما گناه می کنیم، چون اراده داریم. مگه فرشته ها اراده دارند؟ می دونیم که نه! اولین موجودی که اراده داشت و داره "انسان" است. راستی یه سوال!!:
وقتی فرشته ها اراده ندارند پس چطوری زمان فرمان خداوند بر سجده "آدم" (نه انسان) شیطان اراده به خرج داده و نافرمانی کرده؟ فکر نمی کنید اینها همه داستانها و مثلها و نمادهایی است برای یادگیری بیشتر؟
قلب ما گم نمیشه، ما خودمون گم میشیم و تنها کسی که میتونه کمک کنه خودمونیم. قلب همینجاست. خدا اینجاست. شیطان اینجاست. من اینجا هستم. همه و همه اینجا هستند. در درون خود من!!!
رئیسش به او یک تبر داد و او را به سمت محلی که باید در آن مشغول می شد راهنمایی کرد. روز اول هیزم شکن 18 درخت را قطع کرد. رئیس او را تشویق کرد و گفت همین طور به کارش ادامه دهد. تشویق رئیس انگیزه بیشتری در هیزم شکن ایجاد کرد و تصمیم گرفت روز بعد بیشتر تلاش کند اما تنها توانست 15 درخت را قطع کند. روز سوم از آن هم بیشتر تلاش کرد ولی فقط 10 درخت را قطع کرد. هر روز که می گذشت تعــداد درخت هایی که قطع می کرد کمتر و کمتر می شد.
پیش خودش فکر کرد احتمالا" بنیه اش کم شده است. پیش رئیس رفت و پس از معذرت خواهی گفت که خودش هم از این جریان سر در نمی آورد. رئیس پرسید:" آخرین باری که تبرت را تیز کردی کی بود؟" هیزم شکن گفت:" تیز کردن؟ من فرصتـی برای تیز کردن تبرم نداشتم تمام وقتم را صرف قطع کردن درختان می کردم!"
شما چطور؟ آخرین باری که تبرتان را تیز کرده اید کی بود؟

یه مطلب جالب پیدا کردم و چون با افراد زیادی برخورد کردم که این مشکل رو داشتن گفتم که بذارم اینجا "شاید ثوابی نصیب شود"
مطمئنا، همه ما لحظه هايي را تجربه كرده ايم كه واقعا فاقد انرژي هستيم و اين مي تواند به دليل عدم استراحت كافي در شب و يا داشتن روز پر استرس بوده باشد. اما بعضي افراد به طور مداوم احساس خستگي و عدم انرژي براي كار كردن و فعاليت دارند و اين چيزي است كه نيازمند توجه است. به همين دليل در ادامه به بعضي از مهم ترين عواملي كه باعث زدوده شدن انرژي مي شود ، اشاره مي كنم:
ادامه مطلب را در »ادامه مطلب« را ببینید.
ادامه مطلب
![]()
قبلا از گناهان کبیره هفتگانه و ماجرای عدد 7 و ... صحبت کردم. از اونجایی که می گن وقتی آدم یه چیزی رو اراده کنه تا بدست بیاره همه نیروهای طبیعت! دست به دست هم می دن تا به هدفش برسه (به شرطی که هدف مخالف قوانین طبیعت نباشه و به دیگران آزار نرسونه) ، این ایمیل به دستم رسید که 7 تا تصویر بسیار بسیار بسیار زیبا از هفت گناه کبیره بود. واقعا لذت بردم، بخصوص از نمادهایی که در اونها بود. لطفا به رنگها و نمادهای موجود در تصاویر دقت کنید. حسابی!
هفت گناه کبیره که یادتونه!؟
1- شکم پرستی یا gluttony
2- حرص و طمع یا avarice
3- حسادت یا envy
4- خشم یا wrath
5- غرور یا vanity
6- تنبلی یا sloth
7- شهوت یا lust
البته بعدا در مورد اینها و جناب آقای دانته و شاهکارش یعنی "کمدی الهی" یه بحثی می کنیم. فعلا سوادم کمه!!!
گفتم شما هم حالی ببرید...
برای دیدن تصاویر به ادامه مطلب برید...
ادامه مطلب

من خیلی با این آقا فرشید حال نمی کردم ولی این ترانه رو که شنیدم و کلیپش که واقعا زیبا بود گفتم بابا ای ول!
خیلی کار قشنگی کرده و تو بی-بی-سی که زندگینامه اش رو خوندم دیدم بابا یه کاره ای واسه خودش!!!!
اسم این ترانه "Pray with me" یا "با من دعا کن" هست.
به هر حال حتما ترانه رو با کلیپ ببینید. انگلیسیه ولی بسیار سلیس و روان و خوش آهنگ. حتما لذت خواهید برد.
این لینک U-Tube!!! : http://www.youtube.com/watch?v=vaibPD0658c
اینم لینک دانلود ترانه: دانلود ترانه "با من دعا کن"در ادامه مطلب، بخشی از مطالب مربوطه رو گذاشتم.
ادامه مطلب
این یه دیکشنری جدیده که چند کلمه رو با دیدگاهی متفاوت ترجمه کرده. منم از انگلیش به فارسی برگردوندم. خدای نکرده کسی ناراحت نشه!!! (اگه اشکال داشت ببخشید دیگه! چه کنم زبانم ضعیفه!!)
برخی کلمات: ازدواج - سیگار - پدر - اشک - کنفرانس و ...
خیلی توپپپپپه!!!! لووووول
برو ادامه مطلب دیگه....
ادامه مطلب




