تبليغاتX
۩₪₪₪₪₪ امپراتوری مالزی Ѳ۩Ѳ شهروز فرهمند ₪₪₪₪₪۩






اطلاعات کامل و موثق از دانشگاه- زندگی - کار و شرکت تو مالزی و چیزایی که یادم رفته...
اینم کلیپ عشق من.


 ابی (
سلطان)


ابی و کامران و هومن - مگه فرشته هم بده؟!

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت 14:5 توسط شهروز فرهمند |
اگه خوشتون اومده بفرستینش به بالاترین Balatarin
ابهام اول:

موضوع: از ماست که بر ماست!

سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري با انتشار و توزيع پوستري كه نام خليج‌فارس را خليج عربي نوشته، عملكرد اين سازمان را بار ديگر در ابهام است.

بابا من که بی خیال شدم ولی تورو خدا این چیه آخه! فقط یه جمله می گم کاش اونی که باید بخونه:

وای بر من گر تو آن گم کرده ام باشی

فقط توجیه مسئول رو ببینید:

به گزارش ميراث خبر، تنها تصوير چاپ‌ شده از جاذبه‌هاي ايران را سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري استان بوشهر در دومين همايش فرصت‌هاي سرمايه‌گذاري در تهران توزيع كرد. از آنجا كه سرمايه‌گذاران و ميهمانان خارجي بسياري در اين همايش حضور داشتند انتشار و توزيع اين تصوير پرسش‌هاي زيادي را ايجاد كرده است.

حميد زارعي معاون سرمايه‌گذاري سازمان ميراث فرهنگي استان بوشهر در‌اين‌باره به ميراث خبر گفت:« از آنجايي كه كارهاي سازمان ميراث فرهنگي در دقيقه نود و با عجله انجام مي‌شود، نتوانستيم بر چاپ نظارت دقيق داشته باشيم.»

زارعي به بد‌حسابي اداره‌هاي دولتي با بخش خصوصي اشاره كرد و افزود: «ديگر كسي حاضر نيست با اداره‌هاي دولتي نسيه كار كند. همه مراكز خدماتي پول نقد مي‌خواهند. از سوي ديگر تا بودجه به حساب ريخته شود، زمان طولاني تلف مي‌شود و ما مجبور بوديم همه اقلام تبليغاتي استان را در سه روز با دو نفر نيرو آماده كنيم.»

معاون سرمايه‌گذاري سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري استان بوشهر ادامه داد: «اين مشكل در همه نمايشگاه‌ها وجود دارد. اگر بودجه ابلاغ ‌شده زودتر بيايد فرصت براي نظارت كافي در اختيار داريم.»

آقامون پول نداشته هول شده! وای بگردم برادر با این همه استرس و حجم کاری چه می کنی تو!!!!!!!

زارعي در پايان يادآور شد تنها استاني كه در دومين همايش فرصت‌هاي سرمايه‌گذاري اقدام به توزيع پوستر، لمينت، بنر و كتابچه كرد استان بوشهر بود.

واااااااااااااااااای ی ی ی ی. خدا به همه ما کمک کنه تا توانایی درک این عزیز زحمت کش رو داشته باشیم که تونسته کتابچه برای فرصت‌هاي سرمايه‌گذاری چاپ کنه و آبروی ایران رو بخره! بابا دمت گرم. زنده باشی برادر مسلمان.


ابهام دوم:

موضوع: ترویج اعتقادات دینی

این مدلی دیده بودید؟
امامزاده متحرک و مردمی که می آیند و دخیل می بندند و می خواهند از خدا که مشکلشان حل شود!!!

اين عكس را یه بنده خدا در يكي از خيابانهاي اصلي شهر اراك گرفته. امامزاده اي سيار. ضريح امامزاده اي كه به داخل خيابانها آمده تا مردمي هم كه وقت رفتن به امامزاده را ندارند "حاجاتشان برآورده شود."و افرادي كه دوان دوان به سوي ضريح مي آمدند و دستي بر آن مي كشيدند و پولي داخل آن مي ريختند. مردي هم كه گويا رابط ميان مردم و امامزاده بود با ميكروفوني به دست مردم را به سوي امامزاده فرا ميخواند.ديگري هم پارچه هاي سبزي به مردم ميداد تا بتوانند دخيل ببندند.

و باز هم: وای بر من گر تو آن گم کرده ام باشی

به اسم امامزاده دقت کنید! من تا حالا ندیدم تو اسم یه آدم «امام» بیاد!



راستی یاد یه آیه از قرآن عزیز افتادم. تو رو خدا خوب این آیه رو بخونید و به چند سوال زیرش که به نظرم اومد تو دلتون یا همین جا جواب بدید. لا اقل من نفهم! بفهمم.

اى فرزندان آدم مگر با شما عهد نكرده بودم كه شيطان را مپرستيد زيرا وى دشمن آشكار شماست (60) سوره یس


سوالات و نکات:

1- چرا فرزندان آدم؟ (فرق انسان و آدم)

2- قبلا بودیم و عهد بستیم. (فراموشی بزرگ انسانها و زیر پا گزاردن عهد با خدا) فراموش نکرده ایم؟

3- پرستیدن شیطان نه به مثابه سجده بلکه زیر پا گذاشتن عهد و توجه بیش از حد به غیر از خدا. کفر نیست؟


دارم میترکم از ناراحتی! خدااااااااااااااااااااااا


ابهام سوم:

موضوع: آبگیری رستوران برج میلاد

رستوران VIP بلندترين، عظيم ترين و مدرن ترين ساختمان ايران، جايي كه ميزبان شهرداران كلانشهرهاي آسيايي است را آب گرفته و مدير امور فني شركت سازنده برج مي گويد؛ «ان شاءالله مشكلي پيش نمي آيد.»

همه شرايط تا همين يك هفته پيش آماده بود تا شهرداران كلانشهرهاي 30 كشور جهان و نمايندگان اتحاديه اروپا و كشورهاي اسلامي اقامت خوشي را در تهران تجربه كنند اما يك توده ابر باران زاي پاييزي مشكل آفرين شد. طبقه 296 برج درست بالاي رستوران VIP قرار دارد كه از قضا سيستم تاسيساتي برج هم در آنجا قرار دارد. لوله فاضلاب اين طبقه كه بايد آب باران را مهار مي كرده بسته مي شود و نشت مي كند. كف اين طبقه به درستي عايق كاري نشده است و آب باران روانه ديوارهاي پوشيده از چوب كاري هاي نفيس و كف پوشيده از كف پوش هاي زيباي رستوران VIP مي شود.

اما اگر باز هم باران ببارد؟ پاسخ مدير امور فني شركت سازنده برج ميلاد اين است؛ «ان شاءالله مشكلي پيش نخواهد آمد.» يحيايي علت اين ترديدش را توضيح مي دهد؛ «برج هنوز آماده تحويل نيست. زماني مي توانيم با قطعيت از نبود مشكل صحبت كنيم كه برج آماده تحويل باشد اما تلاش كرديم نقاطي كه اجلاس در آنجا برگزار مي شود را به دقت كنترل كنيم ولي هنوز عايق كاري به صورت كامل تمام نشده است.»

اجلاس شهرداران آسيايي تا چهار روز ديگر با هزينه يي نزديك به يك ميليارد تومان برگزار خواهد شد. براي ساخت برج نيز تاكنون صدها ميليارد تومان هزينه شده است تا روزي مانند اين روزها افرادي پايتخت كشورمان را درخور و شايسته ببينند.

نکته: خوب شد این برج مثل این برج دوقلوهای پتروناس مالزی تجاری و مسکونی و ... نیست (منظورم کل برجه!). این دوقلوها رو با این همه عظمت که باید بیای و ببینی به چه وسعت تو 2.5 سال ساختند. 83 طبقه تجاری با کلی حواشی و سالن نمایشگاه و آکواریوم و پاساژ و مترو و پارک و ... اما برج میلاد با این هزینه وحشتناک فکر کنم الان بیشتر از 10 سال شد.

و دوباره: وای بر من گر تو آن گم کرده ام باشی

منو ببخشید!

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت 12:30 توسط شهروز فرهمند |
اگه خوشتون اومده بفرستینش به بالاترین Balatarin

خیلی باحاله!
حیواناتی توشه که به راحتی نمیشه یه جا دیدشون. گونه های بسیار متنوعی از پرندگان ،تمساح ، زرافه، اسب آبی، گورخر، کرگدن، شیر، یوزپلنگ، فیل، انواع مار، گراز، لاک پشتهای غول پیکر، خفاش، میمونات! متنوع و ...

از اطلاعات بروشور باغ وحش:

1- بیش از 4000 گونه حیوانی
2- شوی حیوانات (فوک و طوطی و ...)
3- قطارهای رایگان گردشی درون باغ
4- فاصله تا مرکز شهر 12 کیلومتر

برای کسانی که تو مالزی هستند بهترین راه رفتن به اونجا اینه که:

از China Town یا محله چینی ها که تقریبا هر چی اتوبوس هست به اونجا میره مخصوصا اتوبوسهای Metro bus میرید و سوار LRT (ترن) میشید و بلیط یه جایی به نام Wangsa Maju رو می گیرید. تو ایستگاه وانگسا ماجو هم از اتوبوس U34 استفاده کنید و جلوی درب باغ وحش پیاده بشید. (همسایگان گرامی با U41 تا آخر برن و مسیر فوث رو ادامه بدن. دقت کنید که دیگه به بلیط احتیاج ندارید چون هر دو اتوبوس U هستش!)

همین کار رو برای برگشتن می تونید انجام بدید یا اینکه با همون U34 به Ampang Point برید بعدش KLCC و الا آخر.

یه راه دیگه: از همون نزدیک China Town یعنی پشت بازار مرکزی (Central market) از metrobus شماره 16 استفاده کنید و مستقیم به Zooooo برسید

ورودی باغ 15 رینگیت هست و رستوران و ... هم برای استراحت داره. از ساعت 9 صبح تا 5 بعدازظهر در روزهای عادی و تا 10.30 شب در تعطیلات (اینو خالی بسته!)

برای دیدن تصاویر باغ به ادامه مطلب مراجعه کنید.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 13:38 توسط شهروز فرهمند |
اگه خوشتون اومده بفرستینش به بالاترین Balatarin
از 3 خواننده بعضا محبوب!؟ و به ندرت منفور؟! (ابی- کامران - هومن)

خیلی قشنگه!!!
به نام مگه فرشته هم بده؟




+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 13:10 توسط شهروز فرهمند |
اگه خوشتون اومده بفرستینش به بالاترین Balatarin
تو بلاگ "در سرزمین جنوبی" یه مطلب خیلی باحال دیدم که گفتم اینجا هم باشه ضرر نداره. حتما این کلیپ رو ببینید.

اصل ماجرا اینه که دانشمندان کشف کرده اند که مسیر حرکت یک شهاب سنگ بسیار عظیم به قطر 500 کیلومتر با مسیر حرکت کره زمین به دور خورشید تقاطع دارد. البته این تقاطع به تنهایی مشکلی ایجاد نمی کند!

مشکل اینجاست که احتمالا! هر دو در یک زمان به این نقطه خواهند رسید و این باعث می شود که:


+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387ساعت 15:25 توسط شهروز فرهمند |
اگه خوشتون اومده بفرستینش به بالاترین Balatarin
امروزه یکی از نیازهای مردم در کشورهای در حال توسعه توانایی خرید محصول از روی اینترنت است. نه! منظورم سفارش روی اینترنت و تحویل در درب منزل و پرداخت پول نیست!!! بله! کاملا منظورم خرید اینترنتی است به خصوص از سایتها و فروشگاههای برون مرزی!؟! مثل Amazon , Ebay , Rapishare  ...

تو ایران خیلی ها راه حلهایی ارائه کردند مثل گرفتن ویزا و مستر کارت و غیره که من زیاد با شرایطشون کنار نیومدم ولی به هر حال باز هم مشکلاتی وجود خواهد داشت مثل شرایط تحریم و عدم ارسال کالا به ایران و ...

الان می خوام برای اونایی که تو مالزی هستند (توریست و دانشجو و ....) این مشکل رو حل کنم (دست حسین درد نکنه که بهم گفت!). اینجا هم دانشجوها می تونن حساب باز کنن ولی خرید اینترنتی از سایتهای برون مرزی با اون کارت و حساب امکان نداره. سرت رو درد نیارم! اگه می خوای راحت باشی یا باید Mastercard داشته باشی یا Visa.

این کارتها هم 2 جوره! یکیش Credit card و اون یکیش Debit card.

Credit card: یعنی شما تو حسابت ممکنه پول هم نباشه ولی براساس شرایطی که کارت رو بهت دادن مثل تعهد شرکت یا اداره برای پرداخت، به شما یه اعتباری داده میشه که باهاش خرید می کنی و از اون منبع اصلی ماهانه برداشت می کنن. از این مدل تا شرکت نزنی و کار نکنی اینجا خبری نیست! به این حالت Postpaid هم میگن یعنی بعدا پرداخت می شود.

Debit card: این حالت یعنی Prepaid که باید پول تو حساب (کارت) بریزی تا بتونی خرج کنی برای همه تو مالزی امکان پذیره و فکر کنم خیلی از مشکلات رو بتونه حل کنه.

حالا می خوام یه کارتی رو معرفی کنم از بانک AMBANK به نام NexG با پرداخت 25 رینگیت (7500 تومان) شما یک کارت میگیرید که از نوع Debit Master card هستش. یعنی پول میریزی توش ولی هرجا که Master رو قبول کنه شما هم میتونید خرید کنید. بعد 14 روز PIN Code براتون پست میشه و میتونید شروع به خرید کنید. کلیه شرایط مثل credit هست بغیر از اعتبار. حالا شما با این کارت می تونید یه حساب Paypal بسازید و با اون شروع به کار کنید. پول بگیرید و بفرستید و خرید و فروش کنید. عالیه!

چندتا نکته:

1- ماهی 3 رینگیت هزینه کارت است.
2- از هرجا و بانکی حتی بین المللی میشه به حساب پول ریخته بشه.
3- میتونید تا سقف 1000 رینگیت روزانه برداشت کنید.
4- هر جا که مستر کارت را قبول کنه این کارت هم قابل استفاده است.
5- هر کسی که بخواد (توریست و دانشجو و ...) میتونه با یک کپی پاسپورت کارت رو بگیره!

به هر شعبه  AMBANK که برید یا بعضی از فروشگاههای 7eleven این پکیج هستش. بهتر خود بانکه.

اینم تصویر کارت و لینک سایت مربوطه:  (به لوگوی Mastercard خوب دقت کنید D: )

سایت کارت NexG

اینم از این!
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم آبان 1387ساعت 14:29 توسط شهروز فرهمند |
اگه خوشتون اومده بفرستینش به بالاترین Balatarin
امتحانات دانشگاه یو پی ام هم تموم شد و آخریش رو هم دادیم!

ما 5 تا ایرانی بودیم (من و حسین و سحر و سعیده و سمانه) تو کلاس که با هم درس می خوندیم و پروژه می دادیم و خلاصه ردیف بودیم و بچه زرنگ! درس Data Mining که خیلی هم من دوسش دارم و باهاش حال می کنم و ... توسط 2 تا استاد تدریس شد که قبلا از شرح حال اونا براتون گفتم. خلاصه یه پروژه 2 نفره و یه پروژه 5 نفره و امتحان میانترم و پایانترم و حضور و غیاب نمره نهایی رو مشخص می کنه. ولی مشکل ما 5 نفر اینا نبود. مشکل فهم و سطح سواد استاد بود که همه چی رو برده بود زیر سوال. متاسفم!

واسه امتحان من خیلی نخونده بودم ولی با برو بکس و یه دوست عراقی (طاریف) که باسواده چند جلسه ای رو تمرین کرده بودیم خفن! به نکاتی رسیده بودیم که بیا و ببین. رفتیم سر جلسه دیدم 3 تا سوال با یک ساعت و نیم وقت. تا اینجا همه چی ردیف بود.

مشکل اول این بود که باز دوباره درصد نمره پایانترم رو عوض کرده بود و ما تا همین الان هم نفهمیدیم که چی به چی شد.
مشکل دوم سوال اول بود که از بیخ و بن غلط بود و حضرت آقا بعد از اینکه من و دوستم حسین بهش گفتیم که این اینجاش اونطوریه و اونجاش اینطوری ، تازه دوزاریش افتاد برای بار اول سر جلسه امتحان رفت و نشست سوال خودش رو حل کرد. البته ناگفته نماند که آخر جلسه گفت هنوز تموم نشده و بعدا میگم. پس چطور توقع داشته ما تو 30 دقیقه اونو حل کنیم اونم با پایه اشتباه سوال؟؟؟؟؟؟؟؟ خدا داند!

مشکل سوم گرفتن لگاریتم در مبنای دو بدون ماشین حساب بود که شکر خدا ار بچه ها ماشین حساب گرفتیم و ردیف شد! (اکثر ماشین حسابهای مهندسی در مبنای 2 لگاریتم نمی گیرن. شاید تقل زدیم!)

مشکل چهارم سوال سوم بود که تشریحی بود بسیار مزخرف! اونقدر مطلب مهم تو درس بود که هیچکس به این نوع سوال نگاه هم نکرده بود و 10 نمره داشت (از 40). باز هم متاسفم.

نتیجه اخلاقی: این آقای به اصطلاح باسواد که اکثرا فکر می کنن اوه اوه چه خفنه و کل دانشکده رو حرفش حرف نمی زنن نه بلده درس بده ، نه مسئله حل کنه، نه سوال طرح کنه و نه به فکر معدل دانشجو باشه که فقط با 2 یا 3 درس این معدل مشخص می شه و همه درسها حیاتی هستند.

حالا ما موندیم و نمره که ببینیم چی میشه!

بی خیال! بالاخره تموم شد و میریم واسه 2 ماه تعطیلات تا ترم بعدی. باز هم شکر.
+ نوشته شده در شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 12:20 توسط شهروز فرهمند |
اگه خوشتون اومده بفرستینش به بالاترین Balatarin
ادامه مطلب شیاطین مغضوب و فرشتگان مقرب نیاز به بازگویی مطالب متنوعی چون برخی از نمادها و اعداد خاص دارد چرا که خداوند قادر جهان را به واسطه اعداد به کمال نظم رسانده است. اما در بسیاری از موارد سوء تعابیری از این گونه نمادها و سمبلها دیده می شود که جای می بایست تاملی بر آنها نمود.

در این قسمت درباره عدد مشهور 666 و خواص آن سخن به میان آمده است



ادامه دارد...
+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم آبان 1387ساعت 15:1 توسط شهروز فرهمند |
اگه خوشتون اومده بفرستینش به بالاترین Balatarin
بحث شیطان شناسی که مقابل فرشته شناسی قرار می گیرد در تمامی ادیان و مکاتب از اولویت بالایی برخوردار است. این که شیطان کیست یا چیست؟ وظیفه او چیست؟ و ....

مطلب زیر در ادامه بحث فرشتگان مقرب و مکمل آن بوده و شیطان را از ابعاد متفاوتی بررسی می نماید.


+ نوشته شده در جمعه دهم آبان 1387ساعت 17:7 توسط شهروز فرهمند |
اگه خوشتون اومده بفرستینش به بالاترین Balatarin


یك گیاه گلدانی كه اخبار روزانه‌ای از وضعیت و سلامت خود ارسال می‌كند نخستین گیاه وبلاگ‌نویس جهان محسوب می‌شود.
میدوری سان كه در پیشخوان یك كافه ژاپنی زندگی می‌كند به كمك حسگرهایی كه به برگ‌هایش متصل است به طور مرتب در وبلاگ خود پست ارسال می‌كند. حسگرها امواج الكترونیكی را از سطح گیاه كه به نور و تماس انسان واكنش می‌دهد گرفته و آن را با اطلاعات هواشناسی و دما تركیب كرده و با استفاده از الگوریتم رایانه‌یی به صحبت‌های وبلاگی برمی‌گردانند.

در یادداشت 16 ماه اكتبر این گیاه در كافه‌ی ژاپنی در كاماكورا در نزدیك توكیو آمده:«امروز یك روز آفتابی بوده و من حمام آفتاب زیادی گرفتم».

این گیاه وبلاگ‌نویس نتیجه‌ی پروژه‌ی گروهی از محققان دانشگاه Keio است كه هدف آن‌ها بررسی نحوه‌ی ارتباط گیاهان با استفاده از امواج الكترونیكی است.

این سایت اصلی وبلاگ گیاه: http://plant.bowls-cafe.jp/index.php
اینم فیلمش:

+ نوشته شده در جمعه دهم آبان 1387ساعت 10:32 توسط شهروز فرهمند |
اگه خوشتون اومده بفرستینش به بالاترین Balatarin

واقعا اگر دنبال مشکلات واقعی یه کشور واسه تحصیل می گردید، دنبال دزد و رتبه دانشگاه و ... نباشید. مشکل مالزی (مخصوصا UPM) اینه:

داشتم به این مسئله فکر می کردم که بابا جان، برادرم، خواهرم، به خدا، به پیر، به پیغمبر، این القاب و تیترهایی که رو خودتون می ذارید مالیات داره!.

در اینجا لازمه به چند نکته اشاره کنم:

1- تیتر و یا لقب شغلی و تحصیلی یه دارایی شخصیه و اگر هم خیلی عشقشو داری ماله تو محیط کاره نه تو خونه و جمع دوستان! و کوچه خیابون، البت اگه این کلمه جناب مهندس و خانوم دکتر!؟  (به این کلمه خوب دقت شود!) عقده شده باشه و وقتی صدات می کنن مثل "وزغ بعد بارون" باد کنی بحث فرق می کنه!!!

2- وقتی بحث تیتر میاد وسط مسلما در مورد مالیاتش باید فکرایی کرد. مالیات تیتر و لقب همون رفتار و نوع برخورد و گویش و ادب و احترام و اینجور چیزاست. البت منظورم نیست که مودب بشی و شکمو بدی تو ، سینه جلو، با اتیکت حرف بزنی و با میمیک چهره و حرکت ابرو ادای آدمهای باکلاس رو در بیاری. یا اینکه مدل به مدل قاطی این مالایی ها لباس عوض کنی (لباس عوض کردن بد نیستا! هدفش مهمه.) و همچین با غرور و فخر راه بری که انگار تو آسمونایی.

نه برادرم، نه خواهرم. اینا مالیات نیست. خوب گوش کن. وقتی عشق تیتر پیدا میکنی (شما بخونید عقده) رو لبه تیغ وایسادی. تکون بخوری بریده!
اصلا تا حالا فکر! کردی که در حد اون تیتر هستی یا نه؟ فکر کردی که وقتی بهت میگم خانوم دکتر! جناب مهندس، جوابگوی تیترت هستی یا لب کلوم... از پسش بر میای؟؟؟ مخصوصا اگر رفتار در راستای تحقق تیتر باشه و رابطه مستقیم با رشته تحصیلیت داشته باشه!؟

بذار راحت بگم: آیا لیاقتش رو داری؟ خوب فکر کن. (از همه لایقین و دکتر و مهندس های واقعی نهایت عذرخواهی رو دارم. هدف بحث عده معدودی است که در ادامه به جمعیت آنها که متاسفانه با سرعت بسیار زیادی رو به رشد است اشاره می نمایم (مخصوصا تو مالزی)).

آدم به خودش هیچوقت دروغ نمیگه! ببین اینجا که مالزیه، اروپا و آمریکا و Helix Nebula هم که بری و هر تیتری که بگیری اول باید لیاقتش رو داشته باشی بعد بخوای از بقیه که با اون تیتر صدات کنن!

3- با توجه به تحقیقات انجام شده این عقده به یک بیماری با نام سندرم "عشق تیتر" تبدیل شده و بیمار دچار توهم خود بزرگ بینی گردیده و دائما در ارتفاعی بالاتر از سطح زمین زیست می کند. از جمله علائم آن که در قبل ذکر شد می توان به میمیک چهره بخصوص ابرو، شکم تو و سینه بیرون و لحن خاص صحبت که به لحن "باکلاس" مشهور است اشاره نمود. این افراد به سرعت پیشینه خود را فراموش کرده تا حدی که به یاد نمی آورند که از کجا آمده و به کجا می روند!

متاسفانه در اکثر موارد آسیبهایی چون ترک خوردگی، شکستگی، و گاهی فوت بر اثر افتادن از این ارتفاع برای بیماران حادث می شود. این عوارض با میزان ارتفاع افراد از سطح زمین! رابطه مستقیم دارد.
نتیجه اخلاقی: اول ببین از پسش بر میای، بعد بگو منو با لقب صدا کنید.

پاورقی:
1- لطفا به مواردی که با رنگ قرمز مشخص شده دقت بفرمایید!
2- تصویر فوق کاملا به مطلب مرتبط است. (باور کنید!)
3- Helix Nebula یه سحابی هستش که به چشم خدا معروفه. سرچ کنید همین کلمه رو!
+ نوشته شده در شنبه چهارم آبان 1387ساعت 9:36 توسط شهروز فرهمند |
اگه خوشتون اومده بفرستینش به بالاترین Balatarin
در Malachi آیه 3:3 آمده است:

«او در جایگاه پالاینده و خالص کننده نقره خواهد نشست.»

این آیه برخی از خانمهای کلاس انجیل خوانی را دچار سردرگمی کرد. آنها نمی‌دانستند که این عبارت در مورد ویژگی و ماهیت خداوند چه مفهومی می‌تواند داشته باشد. از این رو یکی از خانمها پیشنهاد داد فرایند تصفیه و پالایش نقره را بررسی کند و نتیجه را در جلسه بعدی انجیل خوانی به اطلاع سایرین برساند. همان هفته با یک نقره‌کار تماس گرفت و قرار شد او را درمحل کارش ملاقات کند تا نحوه کار او را از نزدیک ببیند. او در مورد علت علاقه خود، گذشته از کنجکاوی در زمینه پالایش نقره چیزی نگفت. وقتی طرز کار نقره کار را تماشا می‌کرد، دید که او قطعه‌ای نقره را روی آنش گرفت و گذاشت کاملاً داغ شود. او توضیح داد که:

برای پالایش نقره لازم است آن را در وسط شعله، جایی که داغتر از همه جاست نگهداشت تا همه ناخالصی‌های آن سوخته و از بین برود.

زن اندیشید: "ما نیز در چنین نقطه داغی نگه داشته می‌شویم".

بعد دوباره به این آیه که می‌گفت: «او در جایگاه پالاینده و خالص کننده نقره خواهد نشست» فکر کرد. از نقره‌کار پرسید: آیا واقعاً در تمام مدتی که نقره در حال خلوص یافتن است، او (نقره کار) باید آنجا جلوی آتش بنشیند؟

مرد جواب داد: بله، نه تنها باید آنجا بنشیند و قطعه نقره را نگهدارد بلکه باید چشمانش را نیز تمام مدت به آن بدوزد. اگر در تمام آن مدت، لحظه‌ای نقره را رها کند، خراب خواهد شد.

زن لحظه‌ای سکوت کرد.

بعد پرسید: «از کجا می‌فهمی نقره کاملاً خالص شده است؟»

مرد خندید و گفت: «خوب، خیلی راحت است. هر وقت تصویر خودم را در آن ببینم.»

نتیجه اخلاقی داستان:

اگر امروز داغی آتش را احساس می‌کنی، به یاد داشته باش که خداوند چشم به تو دوخته و همچنان به تو خواهد نگریست تا تصویر خود را در تو ببیند.


برای درک بهتر و زیباتر پیشنهاد می کنم این شعر رو حتی اگر قبلا خوندید دوباره بخونید.

+ نوشته شده در چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت 13:8 توسط شهروز فرهمند |
اگه خوشتون اومده بفرستینش به بالاترین Balatarin